اگر پنج سال کلش بازی کرده باشید، این صحنهها برایتان آشناست!
پنج سال بازی کردن یک بازی یعنی فقط تعداد زیادی ساختمان ارتقا ندادهاید؛ بلکه احتمالاً صدها بار حمله کردهاید، شکست خوردهاید، مپ عوض کردهاید، منابع جمع کردهاید، ارتشهای مختلف را امتحان کردهاید و مهمتر از همه، اشتباهات زیادی کردهاید و از آنها یاد گرفتهاید.
بعضی چیزها را هیچ راهنمایی نمیتواند به اندازه تجربه به شما یاد بدهد.
بازیکن تازهکار شاید هنگام دیدن یک مپ فقط ساختمانهای بزرگ و دفاعهای قدرتمند را ببیند، اما بازیکن قدیمی معمولاً از همان چند ثانیه اول متوجه چیزهای دیگری میشود.
اگر مدت زیادی است کلش بازی میکنید، احتمالاً موارد زیر برایتان آشنا هستند.
۱. دیگر قبل از حمله، بدون فکر نیروها را نمیریزید!
روزهای اول شاید کافی بود نیروها را کنار مپ بریزیم و امیدوار باشیم همهچیز خوب پیش برود!
اما بعد از مدتی متوجه میشوید که در کلش، چند ثانیه قبل از شروع حمله اهمیت زیادی دارد.
بازیکن باتجربه معمولاً قبل از شروع حمله به مسیر احتمالی نیروها، محل دفاعها، ساختمانهای مهم و نقطه ورود فکر میکند.
حتی اگر برنامه کاملاً پیچیدهای هم نداشته باشید، دیگر مثل روزهای اول بدون نگاه کردن به مپ حمله نمیکنید.
این یکی از همان چیزهایی است که کمکم تبدیل به عادت میشود.
۲. وقتی یک ساختمان را میبینید، به ساختمانهای اطرافش هم نگاه میکنید
بازیکن تازهکار ممکن است فقط یک دفاع قدرتمند را ببیند و بگوید:
«اول همین را نابود میکنم.»
اما بازیکن قدیمیتر معمولاً سؤال دیگری میپرسد:
بعد از نابودی این ساختمان، نیروهایم به کجا میروند؟
چون میداند یک ساختمان بهتنهایی در مپ قرار نگرفته است.
ساختمانهای اطراف، فاصلهها و مسیرهای احتمالی میتوانند روی رفتار نیروها تأثیر بگذارند.
بعد از چند سال بازی، دیگر فقط به یک ساختمان نگاه نمیکنید؛ به ارتباط بین ساختمانها توجه میکنید.
۳. یک ارتش که یک بار جواب داده، همیشه جواب نمیدهد
یکی از درسهایی که معمولاً با تجربه یاد میگیریم این است که نمیتوانیم یک ترکیب ارتش را برای همه مپها استفاده کنیم.
ممکن است امروز یک استراتژی فوقالعاده عمل کند و فردا روی یک مپ متفاوت نتیجه ضعیفی داشته باشد.
بازیکنان قدیمی معمولاً میدانند که انتخاب ارتش باید با شرایط مپ هماهنگ باشد.
به همین دلیل اگر کسی بپرسد:
«بهترین ارتش کلش چیست؟»
یک بازیکن باتجربه احتمالاً قبل از پاسخ میپرسد:
برای چه تاون هالی؟ برای چه مپی؟ برای چه نوع حملهای؟
۴. بعد از یک حمله بد، فوراً مپ را مقصر نمیدانید
این یکی احتمالاً از آشناترین تجربههای بازیکنان قدیمی است!
گاهی حمله خراب میشود و اولین واکنش این است:
«مپ خیلی سخت بود!»
اما بعد از مدتی بازی، احتمالاً ریپلی را دوباره نگاه میکنید.
شاید نقطه ورود مناسب نبوده.
شاید نیروها زودتر از زمان مناسب استفاده شدهاند.
شاید Funnel درست ساخته نشده.
یا شاید یک توانایی را کمی دیر فعال کردهاید.
بازیکن باتجربه میداند که هر شکست الزاماً به معنی بد بودن مپ نیست.
گاهی بهترین درس دقیقاً از همان حملهای به دست میآید که خراب کردهاید.
۵. منابع کامل همیشه به معنی پیشرفت خوب نیست
بازیکنان قدیمی معمولاً میدانند که مدیریت منابع فقط جمع کردن آنها نیست.
اگر منابع زیادی دارید اما سازندهها دائماً بیکار هستند، احتمالاً بخشی از ظرفیت پیشرفت دهکده هدر میرود.
به همین دلیل بازیکنان باتجربهتر معمولاً تلاش میکنند برنامهای برای استفاده از منابع داشته باشند.
هدف فقط این نیست که مخزنها پر باشند؛ هدف این است که منابع به پیشرفت واقعی تبدیل شوند.
۶. دیگر هر چیزی را فقط چون «جدید» است، ارتقا نمیدهید
وقتی تازه وارد یک تاون هال جدید میشوید، احتمالاً وسوسه میشوید همهچیز را سریع ارتقا دهید.
اما بعد از چند سال بازی متوجه میشوید که ترتیب ارتقا میتواند اهمیت داشته باشد.
یک ارتقا ممکن است مستقیماً روی قدرت حمله شما تأثیر بگذارد، در حالی که ارتقای دیگری بیشتر جنبه تکمیل دهکده داشته باشد.
بازیکن باتجربه معمولاً قبل از شروع ارتقا از خودش میپرسد:
این ارتقا الان چه فایدهای برای من دارد؟
همین سؤال ساده میتواند جلوی تصمیمهای عجولانه را بگیرد.
۷. ریپلی فقط برای تماشا کردن نیست!
یکی از تفاوتهای بازیکن تازهکار و قدیمی این است که بازیکن قدیمیتر معمولاً از ریپلی اطلاعات استخراج میکند.
در حمله:
- چه چیزی باعث شد نیروها منحرف شوند؟
- کدام دفاع بیشترین مشکل را ایجاد کرد؟
- چه زمانی کنترل حمله از دست رفت؟
- کدام تصمیم را میتوانستید بهتر اجرا کنید؟
در دفاع هم سؤالها متفاوت هستند:
- دشمن از کجا وارد شد؟
- کدام قسمت مپ بیشترین آسیب را دید؟
- آیا مسیر حرکت نیروها قابل پیشبینی بود؟
بعد از مدتی ریپلی تبدیل میشود به یک ابزار یادگیری، نه فقط یک ویدئوی چند دقیقهای.
۸. یک مپ زیبا الزاماً یک مپ خوب نیست
اگر چند سال کلش بازی کرده باشید، احتمالاً این موضوع را به خوبی فهمیدهاید.
بعضی مپها بسیار مرتب، متقارن و زیبا هستند.
اما زیبایی ظاهری بهتنهایی تضمین نمیکند که مپ عملکرد دفاعی خوبی داشته باشد.
یک مپ ممکن است نامتقارن باشد ولی مسیرهای حمله را سختتر کند.
به همین دلیل بازیکنان قدیمی معمولاً مپ را با عملکردش قضاوت میکنند، نه فقط ظاهرش.
۹. «کمی صبر کن» گاهی بهترین تصمیم است!
در کلش آف کلنز، عجله میتواند هزینه داشته باشد.
گاهی چند دقیقه صبر کردن برای تکمیل یک ارتقا، آماده شدن ارتش یا فراهم شدن شرایط بهتر، منطقیتر از یک تصمیم عجولانه است.
البته این موضوع به نوع بازی شما بستگی دارد، اما بعد از مدتی متوجه میشوید که لازم نیست برای هر چیزی فوراً اقدام کنید.
یکی از چیزهایی که کلش به بازیکن یاد میدهد، صبر کردن برای زمان مناسب است.
۱۰. دیگر با دیدن یک مپ قوی نمیترسید!
بازیکن تازهکار ممکن است با دیدن یک مپ بسیار قدرتمند تصور کند:
«این را نمیشود زد!»
اما بازیکن قدیمی میداند که تقریباً هر مپی نقاط قوت و ضعف خودش را دارد.
به جای ترسیدن از ظاهر مپ، شروع میکند به بررسی آن.
دفاعها کجا هستند؟
مسیرهای احتمالی چیست؟
چه چیزی قرار است Funnel را سخت کند؟
آیا یک سمت مپ بیشتر قابل دسترسی است؟
این تغییر دیدگاه یکی از مهمترین چیزهایی است که در طول سالها بازی به دست میآید.
۱۱. کلن خوب فقط جایی برای درخواست نیرو نیست!
اگر مدت زیادی در کلش بازی کرده باشید، احتمالاً متوجه شدهاید که یک کلن خوب میتواند تجربه بازی را کاملاً تغییر دهد.
کلن فقط برای گرفتن نیرو یا شرکت در جنگ نیست.
هماهنگی اعضا، کمک به یکدیگر، اشتراک تجربه، فعالیت در رویدادها و داشتن اعضای فعال، همگی میتوانند روی تجربه بازیکن تأثیر بگذارند.
به همین دلیل بسیاری از بازیکنان قدیمی بعد از مدتی بیشتر از خود دهکده، به جامعهای که در آن بازی میکنند اهمیت میدهند.
۱۲. بالاخره میفهمید که قرار نیست همیشه همهچیز کامل باشد!
شاید این مهمترین نکته این فهرست باشد.
در کلش آف کلنز همیشه چیزی برای ارتقا وجود دارد.
یک ساختمان تمام میشود و ساختمان دیگری شروع میشود.
یک ارتش قویتر میشود و بعد مکانیک جدیدی وارد بازی میشود.
یک مپ عالی پیدا میکنید و بعد تصمیم میگیرید آن را تغییر دهید.
بعد از چند سال بازی متوجه میشوید که قرار نیست دهکده همیشه در یک وضعیت کاملاً نهایی باقی بماند.
بخشی از جذابیت کلش همین مسیر پیشرفت است.
بازیکن قدیمی کلش را متفاوت میبیند
شاید بزرگترین تفاوت بین یک بازیکن تازهکار و بازیکنی که چند سال بازی کرده، تعداد ساختمانهای ارتقایافته نباشد.
تفاوت اصلی در نوع نگاه کردن به بازی است.
بازیکن قدیمیتر معمولاً کمتر عجله میکند، بیشتر مپ را بررسی میکند، شکستهایش را تحلیل میکند و میداند که یک تصمیم درست همیشه به معنی انتخاب قویترین گزینه نیست.
از طرف دیگر، بعد از چند سال بازی کردن، خیلی از اتفاقات عجیب کلش دیگر برایتان عجیب نیست!
وقتی یک حمله در آخرین ثانیه خراب میشود، یک ساختمان یک درصد اضافه میدهد یا نیروها دقیقاً برخلاف چیزی که انتظار داشتید حرکت میکنند، احتمالاً فقط لبخند میزنید و میگویید:
«کلشه دیگه!»
چند نشانه که بفهمیم دیگر کلشی قدیمی شدهایم!
اگر چند مورد از این رفتارها را دارید، احتمالاً دیگر بازیکن تازهکار محسوب نمیشوید:
- قبل از حمله چند بار مپ را بررسی میکنید.
- ریپلی حملههای بدتان را دوباره میبینید.
- قبل از ارتقا به اولویت آن فکر میکنید.
- فقط دنبال یک ارتش ثابت نیستید.
- ارزش یک مپ را از روی ظاهرش قضاوت نمیکنید.
- میدانید زمانبندی در بسیاری از تصمیمها مهم است.
- بعد از یک شکست سریع عصبانی نمیشوید و دنبال دلیلش میگردید.
- و مهمتر از همه، هنوز بعد از سالها از دیدن یک آپدیت جدید هیجانزده میشوید!
جمعبندی
پنج سال بازی کردن کلش آف کلنز فقط به معنی داشتن یک دهکده قدیمی نیست؛ یعنی در طول زمان تجربههایی به دست آوردهاید که در هیچ آموزش کوتاهی نمیتوان آنها را کامل یاد گرفت. شناخت رفتار نیروها، توجه به مسیر حمله، بررسی ریپلی، مدیریت منابع، انتخاب درست زمان ارتقا و حتی صبر کردن، چیزهایی هستند که کمکم به عادت یک بازیکن قدیمی تبدیل میشوند.
امیدواریم هنگام خواندن این مطلب چند بار با خودتان گفته باشید «این دقیقاً منم!» اگر سالهاست کلش بازی میکنید، احتمالاً شما هم خاطرات و تجربههای جالبی دارید. این مطلب از کلش یار را با دوستان قدیمی کلشی خود به اشتراک بگذارید و ببینید چند مورد از این نشانهها را در آنها هم پیدا میکنید. مهمتر از همه، از بازی لذت ببرید؛ چون بعد از هرچند سال، هنوز هم کلش میتواند چیزی تازه برای کشف کردن داشته باشد.
دیدگاههای کاربران
بدون دیدگاه