داستان کلش من

۱ نوشته منتشرشده
فرهاد۱۹ ساعت پیش
داستان کلش من

فقط یک حمله...

بعضی وقت‌ها وارد بازی میشی و با خودت میگی: «فقط یه حمله می‌زنم و میام بیرون.» 😄
بعد اول یه حمله می‌زنی، بعد میگی حالا که اومدم بذار یه حمله دیگه هم بزنم. بعد منابع رو جمع می‌کنی، نیروها رو دوباره می‌سازی و یه نگاه هم به کلن می‌ندازی. یه دفعه به ساعت نگاه می‌کنی و می‌بینی یک ساعت گذشته! 😂
فکر کنم «فقط یه حمله» یکی از بزرگ‌ترین دروغ‌های تاریخ کلشه!
۰نظر
ورق بزنید ←